به وبلاگ گزارش از تهران خوش آمديد گزارش از تهران


خانه
تماس با من


لوگو

 


دوستان

طراحی

Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com

ميمون بي مغز
فرمول يك
آواي سرخ
گزارش روزانه از تورونتو
سردبير : خودم
 


آرشيو

 

گزارش از تهران

 

 

Thursday, February 03, 2005

ما مانديم و ايران...
آنگاه که افغان ها به پای صندوق های رای رفتند کسی را بر اين باور نه که روزگاری اين مردم تا به جان زير استبداد ، بروند به دياری ديگری به نام دموکراسی .برقبه کنار بزنند و از روزنه ی ديگر فراخ آزادی به آفتاب روشن روز بنگرند... گرچه افغانستان را به آزادی به مفهوم واقعی راه همچنان دراز است ولی مهم آن است که ديگر بدان راه گام نهادند با عزم جزم در اين درازا می روند تا بدان گوهر آرزو برسند و حال عراق را نوبت است و مردمان رهانيده شده ی از دست صدام حسين! آنها نيز پس از مشقت های فراوان، از روزگاران صدام بگيريد تا روزگارانی که موشک بر سرشان ريخته شد ، در هفته ای که گذشت يک قدم به سمت عراق آينده برداشتند و آنها نيز به آزاد راه آزادی وارد شدند... ديگر آمريکا را هر چه قدر هم که بدی باشد يک حسن است و آن فراهم آوردن چنين بستری در دو کشور منطقه ی خاور ميانه ، حال به هر قيمتی که باشد.......
حال ما باز هم تنها شديم! ما مانديم و ايران! نه ! نمی گويم وضعمان همچون افغانستان طالبانی با عراق زير يوغ صدام است!نه! اما رو دربايستی نداريم چندان هم بهتر نيست!
چه بايد کرد؟ به انتظار ارتش آزادی غرب نشست؟ يا تلاش بايد نمود و ننشست و ارتش آزادی
خودی را باید فراهم نمود؟دیر یا زود ابر قدرت غرب آمریکا تکلیف ایرانمان را روشن می کند! اما نکته ای را توجه باید است و بی توجهی هرگز!
خود گفتم که آمریکا را هر بدی که باتشد یک خوبی است و آن فراهم آوردن بستر آزادی در عراق و افغانستان! و گفتم که قیمت چنین بستری گرانبود!خیلی گران که اگر مردم این دو کشور را اندکی همت بود و نترسی ، پیش از حمله ی ابرقدرت غرب خود کار بالاسر ظالم خود را یکسره می کردند و نامه به پایان می رسید!نکردند تا بهانه ای شد برای این جنگ و ...
هدفم از این نوشته این پرسش است که از شما که حالا که ما ماندیم وایران چه باید کرد؟ چنان که گفتم نشست و میدان را خالی کرد و منتظر بهار و کمبزه ماند یا ..... در بخش نظرات حتما نظر بدهید و پاسختان را به این پرسشم قید کنید...

|
لينكدوني